خاورمیانه درآستانه وقوع جنگی وحشتناک!

مرور حوادث وقایع چند روز اخیر نشان میدهد منطقه خاورمیانه در سالهای گذشته هرگز با این سطح از تنشها و تهدیدهای جدی روبرو نبوده و درمیان کشاکش قدرتها ؛ آوای سمفونی نفرت وجنگ هرلحظه شدیدتر میشود و وقوع نزاعی وسیع وخانمانسوز را قطعی میسازد نزاعی که میتواند تمام ابهت خاورمیانه را در آتش قهر خود بسوزاند وبه خاکستر نشاند. به نظر میرسد کشورهای غربی به تاسی از رژیم اسرائیل ومنافع آن کشور ؛ چندان هم از شروع این جنگ ناراضی به نظر نمیرسند...
تشکیل جبهه آمریکا ئی - اسرائیلی وسعودی دربرابر ایران وتلاش برای متقاعد ساختن دیگر کشورهای غربی وعربی درهمراهی با آنها ؛ درکنار تهدید مقامات سعودی ؛ خبر از سناریوای دارند که باهدف متوقف ساختن ایران طراحی گردیده وبزودی با علم کردن بهانه ای واهی ؛ عملیاتی گردیده و ورود به فاز نظامی را اجتناب ناپذیر می نماید! دراین اثنا ؛ سفرهای منطقه ای همچون آخرین سفر وزیرامور خارجه انگلیس به ایران میتواند نه در حد یک بازدید عادی ؛ بلکه به مثابه آخرین تلاشهای بازیگران جهانی در به بن بست کشاندن روابط کشورهای منطقه و اطمینان از باز تولید بسترهای یک جنگ قریب الوقوع ووحشتناک تلقی گردد که ازدیرباز سیاست مرگ آفرین نفرت واختلاف را برای نابودی ملتهای مسلمان تدارک دیده اند ...
دراین راستا بخشی از تحلیلهای رسانه های جهان رامرور میکنیم:
عصر جدید خاورمیانه؟ در مورد تحولات این منطقه بحرانخیز نظرات بسیار متنوعی وجود دارد. اگرچه افرادی مانند فواز جرجیس معتقدند شاهد «تولد نظم جدیدی در عربستان سعودی» هستیم اما برخی دیگر میگویند خاورمیانه در دوران پساداعش وارد فاز تازهای از بحران خواهد شد. تشدید جنگهای نیابتی یا احتمال درگیری مستقیم نظامی میان برخی طرفها از احتمالاتی است که مطرح شده است. موسسه بروکینگز در گزارش مفصلی که در مارس ۲۰۱۷ منتشر کرد، مینویسد خاورمیانه فعلی اکنون دوقطبی شده است. یک قطب آن ایران، روسیه، حزبالله و متحدانش هستند. قطب دوم، آمریکا، اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیجفارس هستند. در این میان، ترکیه کشوری است که بهصورت تاکتیکی با تمام قطبها همکاری دارد. برخی دیگر خاورمیانه فعلی را با اروپای پیش از وستفالی مقایسه کرده و میگویند همانطور که درگیریهای چند ده ساله در اروپا موجب شکلگیری قرارداد وستفالی شد و شرایط را برای همزیستی اروپا فراهم کرد، در خاورمیانه هابزی هم شرایط به گونهای است که جنگ همه علیه همه جریان دارد. به این ترتیب، بحرانهای منطقه میرود که وارد فاز جدیتر شود و ممکن است پس از آن قراردادی «وستفالیگونه» در منطقه رقم بخورد که حوزههای نفوذ هر کشور را مشخص و در نهایت منطقه وارد دورهای از آرامش شود. در هر حال، اگر جنگی در منطقه دربگیرد مقصر آن عربستان و اسرائیل هستند. عبدالباری عطوان در تحلیلی انگشت اتهام را به جبهه سعودی- اسرائیلی نشانه رفته و مینویسد استعفای الحریری در چارچوب نقشه سعودی-آمریکایی برای هدف قرار دادن حزبالله صورت میگیرد؛ حزباللهی که تهدیدی اساسی برای اسرائیل است و خطری بزرگ برای عربستان و ثبات آن بهدلیل حمایت از انصارالله یمن بهشمار میرود. او معتقد است عربستان با هماهنگی دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا بهدنبال تشکیل ائتلافی عربی مانند ائتلاف تشکیل شده علیه یمن است؛ ائتلافی که قرار است نوک پیکان حمله احتمالی علیه حزبالله باشد و بعید نیست اسرائیل ستون فقرات این ائتلاف باشد. او مینویسد بعید نیست که هر حملهای علیه حزبالله، با حملهای نظامی علیه قطر البته با چراغ سبز آمریکا همراه باشد. درحال حاضر ۷ هزار نیروی مصری در پایگاهی در شمال ابوظبی درحال آموزش هستند که ۴۰ کیلومتر از مرزهای قطر فاصله دارند و آماده ورود به قطر هستند ولی چراغ سبز آمریکا ضروری اما حتمی است زیرا تعداد نیروهای ترکیهای در قطر طی هفتههای اخیر حدود ۳۰ هزار نفر است. او مینویسد حزبالله تجهیزات نظامیای در اختیار دارد که فقط ۴ کشور در منطقه آن را دارند: مصر، امارات، سوریه و عربستان.